الماس سخت ترین نوع کانی در جهان استکه بهترین جلا ودرخشندگی رانیز  داراست  این  خصوصیات باعث  شده  که از اهمیت خاصی در میان گوهرها  برخور دار باشد  مشهورترین  و متداولترین نوع ان  الماس بی رنگ است  البته  الماسهایی هم

به رنگهای زرد .  قهوه ای . سبز  . ابی . قرمز  . صورتی . خاکستری  . و حتی سیاه  یافت  می شود  که این رنگ  بستگی  به

وجود  ناخالصیها در  کریستال و  شبکه اتمی الماس دارد  . الماس در حرارت بسیار  بالا  و فشار زیاد  در اعماق ۲۰۰_۱۲۰ کیلومتری  زمین به وجود  می اید .

زمانیکه  هند  و  برزیل  تنها منابع  تولیدالماس  بودند اغلب  الماسها از  منابع ثانویه  و رسوبات در اطراف  رود خانه ها بدست

می امدند  تا در سال ۱۸۷۰ در افریقای جنوبی  الماس را  در  سنگ اتشفشانی به نام   kimberlite  کشف کردند .

در  حال  حاضر استرالیا یکی  از  بزرگترین تولید کنندگان الماس  به  شمار  میرود  . معادن دیگری  نیز در  کشورهای  غنا .

سیرالئون  .  زئیر  . بوتسوانا  . روسیه .امریکا و کانادا    کشف  شده که  هم اکنون تولید الماس جهان در این  کشورها  صورت می گیرد . کانی الماس دارای ساختار بلور شناسی کوبیک  ( مکعبی )  بوده  و حدود۹۹/۹۵ درصد ان را کربن خالص تشکیل

و   مابقی باقیمانده  می تواند  شامل ۲۵  نوع  عناصر مختلف باشد .

وزن مخصوص  الماس  ۳/۵۲  .  ضریب  شکست نوری ان   ۲/۴۱۷  و سختی این کانی  در مقیاس mohs   ۱۰  می باشد .

فاکتورهای  ارزیابی الماس  پاکی . رنگ  . تراش و  وزن  ان  هستند همانطور  که  انتظار  میرود میزان  پاکی  الماس  یا بعبارت

دیگر   عدم  وجود عناصر  اضافه  نسبت  مستقیم با ارزش  و همچنین کمیابی ان دارد .

الماس                                                 Diamond

سختی                                                    ۱۰

ساختار  تبلور:                                       کوبیک

۳٫۵۲                                                      SG

RI                                                        ۲٫۴۲

تراش  الماس نیز  بسته  به  کیفیت  اجرای ان و رعایت دقیق زوایا  و نسبتهای  ایده ال متفاوت  است و در نهایت وزن الماس

است که بطور منطقی  هر چه الماس  بزرگتر باشد  کمیابتر و گران قیمت  تر خواهد بود  .

در  کتاب  تنسوخ نامه  ایلخانی خواجه نصیر چنین  امده  است:

در معرفت حجر الماس  {  ومعدن و خواص او  }

معدن الماس در زمین  هندوستان  باشد در  جزیره هائی که بطرف  مشرق است وبعضی گویند  اکنون  پدید نیست . و در معدن

یاقوت  پاره هاء الماس  یافتند  . و جماعتی گویند که الماس  در  رودخانه باشد  میان کوههائ تند که بسر  ان  رودخانه ها راه است و در میان رودخانه راه  نیست از تندی کوهها  . و از انکه در ان  کوهها حیوانات موذی باشند که  قصد مردم   کنند وکسانی که بطلب الماس شوند پاره هاء گوشت در ان رود خانه  افکنند مرغان  باشند که  گوشت از  انجا بر  سر  کوهها ارند بنزدیک ایشان . خود الماس  پاره ها از  ان  رودخانه  با گوشت گرفته  باشند  بر گیرند . غیر ازین انچه  گفته اند  اصلی  ندارد  .

و اورده اند که  در  اقصائ مشرق  متصل  بزمین هندوستان . وادی ایست که  هیچ کس بعد  از  اسکندر  رومی بدانجا نرسیده است  . و در ان  وادی  مغاکی است  که  بصبر  تمام بقعر ان توان  رسید از  غایت  عمق . چون  اسکندر  انجا رسید  یکی  از

خدام وی  بحدود ان  وادی رسید در انجا  انواع  افاعی دید  که  هرگز مثل  ان ندیده بود . و  خاصیت ان افاعی ان بود  که  چون  چشم کسی بر ایشان می افتاد در  حال  انکس  میمرد  .  چون این حال اسکندر  را  معلوم  شد بفرمود تا  اینه ای ساختند

بغایت  بزرگ و با  صفاء تمام  و در  برابرافاعی  بداشتند . چون عکس صورت خویش مشاهده  کردند جملگی بمردند . وبدین سبب اسکندر بر ان وادی ظفر یافت . وبدان کوه رسید . وبه هیچ حال هیچ کس  بقعر ان  وادی نمی توانست رسید که راه

نبود و اسکندر بفر مود تا  گوسفندان فربه  را بیاوردند و بکشتند وپوست باز کردند{ و پاره کردند}ودر ان مغاک انداختند . ودر ان

موضع مرغان شکاری بسیار بودند . چون مرغان ان گوشت بدیدند بدان گو فرو می رفتند . وپاره های گوشت بر می اوردند

وپاره هائ الماس خرد و بزرگ{ بقدر پیوستن } گوشت درو چسبیده  بود . چون مرغان بهوا بر می پریدند واز محاذات گو درمی گذشتند . الماس ( بحکم حرکت مرغان از گوشت) پاره ها جدا می شدند . و بر زمین می  افتاد انرا می  چیدند و گرد می کردند و بدین طریق الماس بدست اوردند .

در معرفت انواع الماس

الماس انواع است اول سفید شفاف که انرا تشبیه به رنگ ابگینه کنند ابگینه بغدادی . وبیشتر الماس برنگ نوشادر نزدیک است . وجوهریست در غایت صلابت . و  او در جملهء جواهر تاثیر کند .  و هیچ جوهردر وی { اندک و بسیار }تاثیر نکند . ونوعی دیگر زرد ست وزیتی وسرخ و سبز و اکهب و سیاه و { نوعی دیگر است } سیماب رنگ  وانرا سیمابی خوانند . و در هر بلادی {از} این جمله{ نوعی  } پسند می کنند . چنانچه در خراسان زیتی اعتبار کنند . واهل هند بهترین الماس انرا  نهند که قد ان خوب باشد . ودرو شکستگی نبود . و مثل دو مثلث مکعب باشد متصل به یکدیگر . وشکل ان چنان باشد که در اصل فطرت منعقد شده باشد . و با سلامت و درست و اطراف ان تیز باشد . و خاصیت قوس و قزح ازو  بیاید . و خسیس ترین انواع  الماس نوعی است  سفید رنگ تیره گرفته . چون  بشکنند طبقه طبقه از هم بر خیزد مثل  طلق .

وانرا طراوت و بهائی و برقی نباشد . و { بنسبت } بانواع خود سست بود و شکل الماس { املس } کمتر باشد و بیشتر شکل

مکعب ذو اضلاع  مختلف باشد .

در امتحان الماس

الماس را سرهاء بسیار باشد . وکمتر چهار  سر دارد . مانند رخسک و چندان که شکنند بر ان شکل شکنند . و انرا جز با سرب

نتوان شکست . و اگر بر سندان اهنین نهند و خایسک بروی زنند . در خایسک نشیند ( و الماس را چون (بنفس) گرم کنند و اب

سرد یا اب  برف برو  ریزند اگر  سفید  نیکو بیرون اید الماس   نیکو  باشد  .

وچون کناره هاء او را موم بر نهند و مقابل  افتاب بدارند رنگی مانند قوس  و قزح  پدید  اید ان الماس نیکو باشد  .

و در دهان نشاید  داشت از  انکه درو  سمیتی هست در دهان داشتن مضر بود و سبب هلاک .

 

در خاصیت و منفعت  الماس

هر که الماس  با خود دارد از  صاعقه ایمن باشدو از علت عسر البول اسوده و البته در دهان  نباید گرفت .{ و الماس را بر سر مثقب نهند و بسایند  و بدان  سنگهای سخت سوراخ کنندو طبیعت او  سرد و خشک  است در اول درجه چهارم } و هر زن که

وضع حمل دشوار تواند نهاد اگر  الماس با  خود دارد باسانی  بنهد .

قیمت الماس

الماس ( نیکو )  بقیمت یاقوت سرخ نزدیک باشد . بعضی  گفته اند یک مثقال ( الماس  ) صد دینار ارزد .  واین معنی در  روزگار

قدیم بوده است  زیرا که  الماس بزرگ اکنون نادر  می افتد  و اگر افتد (  و نیکو باشد ) ببهاء نیک خرند