تحویل اکسپرس

تحویل فوری و سالم محصول

پرداخت مطمئن

پرداخت از طریق درگاه معتبر

ضمانت کیفیت

تضمین بالاترین کیفیت محصولات

ضمانت بازگشت

بازگشت 7 روزه محصول
12 فوریه 2018
317 views
بدون نظر

گوهرشناسی

مقدمه

شناخت گوهرها و روش استحصال، پي جويي و استخراج آنهابه علت ارزش و زيبايي و كميابي و خصوصيات ارزشمند ديگر، از دير باز مورد توجه انسان بوده است. كشور عزيز ما نيز در گذشته از اين امر مستثني نبوده و مطالعات باستان شناسي و معدنكاري قديم و همچنين كتابهاي ارزشمندي كه از دانشمنداني چون ابوعلي سينا، زكرياي رازي و…. به جا مانده، همه حاكي از اهميتي است كه پيشينيان ما براي اين علم قائل بوده اند.

امروزه اقتصاد و تجارت جهاني تا حد زيادي به اين علم وابسته است؛ و گسترش و پيشرفت اين دو بطور قابل توجهي لازم و ملزوم يكديگر شده اند و كتابها و سايتهاي بي شماري در زمينه اين علم به وجود آمده است ليكن در كشور ما با وجود داشتن منابع ارزشمندي همچون فيروزه بي همتاي نيشابور ـ عقيق، انيكس و غيره توجه ويژه و همه جانبه اي نسبت به اين علم چه از نظر پايه اي (مدارس و دانشگاهها) و چه تحقيقات اكتشافي (توسط سازمانهاي اجرايي مثل سازمان زمين شناسي)، از نظر انتشارات (نبود سايتهاي علمي و كتابهاي مفيد اندك) و چه از نظر اقتصادي (بخش تجارت سنگهاي قيمتي) نشده است كه اين خود به كمبود اطلاعات و نداشتن شناخت كافي و دقيق از ارزش و اهميت و نوع گوهرها و علم گوهرشناسي برمي گردد، لذا جهت گسترش اين علم پيشنهاداتي ارائه مي گردد.

نگاهي به علم گوهر شناسي

دنياي گوهر ها، دنياي زيبا و رنگارنگ مملو از سنگهاي قيمتي ارزشمندي است كه هر يك شرايط خاص زمين شناسي را براي بوجود آمدن خويش طلب كرده و به خاطر كميابي كه در طبيعت دارند خواستار فراوان دارند. آنچه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه يك زمين شناس بايستي از ديد گوهرشناسي به هر سنگي كه پيش روي خود در فيلد مي بيند نظر داشته باشد تا ارزش واقعي بسياري از گوهرها را كه شايد بي توجه بارها از كنار آن گذشته است در يابد. هزاران كاني مثل اپيدوت، ديوپسيد، اوپال و گارنت، آندالوزيت، كرديريت و….. در دنياي امروزه از ارزش فوق خوبي در علم گوهر شناسي برخوردارند در حاليكه بسياري از زمين شناسان ما مثل ديگر مردم تنها گوهرهای الماس و فيروزه،یاقوت را ارزشمند دانسته و بدون اعتنا از كنار ساير گوهرها در اين بهشت زمين شناسي (ايران) عبور مي نمايند.

شناخت اين علم در جوامع علمي ما به حدي ضعيف است كه ما حتي در تعريف آن دچار مشكل هستيم بطوريكه آنچه به طور معمول متداول است گوهرشناسي و جواهر شناسي را مترادف و هم معني مي دانند در حاليكه گوهرشناسي شناخت سنگهاي قيمتي آن هم از ديدگاه خاصي است كه به آن پرداخته خواهد شد در حاليكه جواهرشناسي استفاده از سنگهاي قيمتي بر روي فلزات گرانبها مثل طلا و نقره و…. مي باشد و بيشتر خاص صنف جواهرفروشان است. ارزش واقعي گوهرها وقتي براي يك زمين شناس يا فرد عادي ملموس تر خواهد بود كه بداند اگر بطور مثال يك گرم طلا ده هزار تومان قيمت دارد و قيمت دو گرم آن بيست هزار تومان مي باشد اين قيمت گذاري براي الماس و ديگر سنگهاي قيمتي به طور تصاعدي است يعني اگر يك گرم گوهر طبیعی ارزشمند قيميت ده هزار تومان قيمت داشته باشد قيمت دو گرم آن صد هزار تومان خواهد بود (بر طبق قانون تاورنيه :

قيمت اقيراط × ۲(وزن) = قيمت گوهر Tavernier’s law ) )

در ضمن علاوه بر وزن مواردي چون زيبايي (Beauty)، استقامت (Durability) كميابي (Rarity)، مد روز بودن (Fashion) و قابل حمل بودن (portability) نيز در ارزش گذاري تعيين كننده مي باشند.

براي صدور شناسنامه براي يك سنگ قيمتي كه البته اين مورد نيز ارتباط مستقيم با قيمت گذاري دارد سه بخش اصلي مورد توجه قرار مي گيرد:

۱ ـ خصوصيات رنگ شامل رنگ اصلي (Hue)، غلظت (Saturation)، تيرگي و روشني (Tone)

۲ ـ پاكي (پاك بودن از ناخالصي داخلي، خراش و پريدگي و…… )

۳ ـ برش و درجه بندي آن (تناسب و تقارن، صيقل و اتمام كار)

مباني علم گوهرشناسي اگر چه در مواردي بسيار مشابه با كاني شناسي است اما بايد دانست در روشهاي شناخت يك گوهر از آنجاييكه استفاده از آزمايشهاي تخريبي مثل درجه سختي، سطح شكستگي، خاكه گرفتن، استفاده از اسيد و ساير موارديكه به گوهر صدمه وارد مي نمايد ممنوع بوده و در عوض آزمايشهايي چون گرفتن ضريب شكست، طيف نوري، وزن مخصوص، مشاهدات ميكروسكپي و خواص نوري، شناخت ناخالصي هاي دروني، استفاده از —– هاي خاص مثل Chelsea ****** و … مهم مي شوند.

دغدغه اوليه يك گوهرشناس در درجه اول و در حال حاضر (بعلت پيشرفت اين علم و ساخت انواع غير طبيعي و استفاده از انواع مشابه) شناخت گوهر و استفاده آن در جايگاه واقعي آن است زيرا امروزه گوهرها انواع مختلفي دارند:

۱ ـ طبيعي (Natural) سنگهايي كه درطبيعت وجود دارند و در طبيعت ساخته شده اند.

۲ ـ مصنوعي (Synthetic) سنگهايي كه در لابراتوار ساخته مي شوند و مانند نمونه طبيعي هستند

۳ ـ جايگزين (Imitations) سنگهايي كه مي توانند هم طبيعي باشند و هم مصنوعي كه داراي ارزش كمي هستند و به جاي سنگ ارزشمند استفاده مي شوند مثل گارنت به جاي ياقوت (Ruby)

۴ ـ ساخته بشر (Man Made) ـ از اين جهت اين نوع جزو گروه مصنوعي(Synthetic) محسوب نمي شوند اين است كه سنگها در طبيعت وجود ندارند و تنها بدست بشر ساخته شده اند مثل G.G.G (Gallium Gadolinium Garnet) كه يك نوع شبه الماس است.

چه بايد كرد؟

علم شناخت سنگهاي قيمتي (gemology) بايستي جايگاه واقعي خود را در كشورمان پيدا نمايد ما بايستي همگام با پیشرفت این علم در دنياي امروزو در نهايت توسعه تجارت جهاني اطلاعات خویش را به روز نماییم در اين رابطه شناخت درست مباني و منابع اطلاعاتي اين علم و تشكيل يك بخش گوهرشناسي جهت اكتشاف و استحصال اين سنگها و تدريس آن در دانشگاهها و مراكز آموزشي مي تواند گامي مؤثر باشد.

با توجه به اينكه تجديد منابع ارزشمند كشورمان همچون فيروزه نيشابور به عنوان يك سنگ قيمتي بي نظير و پرطرفدار در دنيا غير ممكن و احتياج به شرايط خاص و زمان طولاني زمين شناسي دارد توجه به ارزش واقعي اين گوهرها و نظارت دقيق بر نحوه استخراج ، فرآوري و صادرات آنها احتياج به بازنگري كلي و اصولي دارد.

شناخت گوهرها و روش استحصال، پی جویی و استخراج آنهابه علت ارزش و زیبایی و كمیابی و خصوصیات ارزشمند دیگر، از دیر باز مورد توجه انسان بوده است. كشور عزیز ما نیز در گذشته از این امر مستثنی نبوده و مطالعات باستان شناسی و معدنكاری قدیم و همچنین كتابهای ارزشمندی كه از دانشمندانی چون ابوعلی سینا، زكریای رازی و…. به جا مانده، همه حاكی از اهمیتی است كه پیشینیان ما برای این علم قائل بوده اند.
امروزه اقتصاد و تجارت جهانی تا حد زیادی به این علم وابسته است؛ و گسترش و پیشرفت این دو بطور قابل توجهی لازم و ملزوم یكدیگر شده اند و كتابها و سایتهای بی شماری در زمینه این علم به وجود آمده است لیكن در كشور ما با وجود داشتن منابع ارزشمندی همچون فیروزه بی همتای نیشابور ـ عقیق، انیكس و غیره توجه ویژه و همه جانبه ای نسبت به این علم چه از نظر پایه ای (مدارس و دانشگاهها) و چه تحقیقات اكتشافی (توسط سازمانهای اجرایی مثل سازمان زمین شناسی)، از نظر انتشارات (نبود سایتهای علمی و كتابهای مفید اندك) و چه از نظر اقتصادی (بخش تجارت سنگهای قیمتی) نشده است كه این خود به كمبود اطلاعات و نداشتن شناخت كافی و دقیق از ارزش و اهمیت و نوع گوهرها و علم گوهرشناسی برمی گردد، لذا جهت گسترش این علم پیشنهاداتی ارائه می گردد.
● نگاهی به علم گوهر شناسی
دنیای گوهر ها، دنیای زیبا و رنگارنگ مملو از سنگهای قیمتی ارزشمندی است كه هر یك شرایط خاص زمین شناسی را برای بوجود آمدن خویش طلب كرده و به خاطر كمیابی كه در طبیعت دارند خواستار فراوان دارند. آنچه در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه یك زمین شناس بایستی از دید گوهرشناسی به هر سنگی كه پیش روی خود در فیلد می بیند نظر داشته باشد تا ارزش واقعی بسیاری از گوهرها را كه شاید بی توجه بارها از كنار آن گذشته است در یابد. هزاران كانی مثل اپیدوت، دیوپسید، اوپال و گارنت، آندالوزیت، كردیریت و….. در دنیای امروزه از ارزش فوق خوبی در علم گوهر شناسی برخوردارند در حالیكه بسیاری از زمین شناسان ما مثل دیگر مردم تنها گوهرهای الماس و فیروزه،یاقوت را ارزشمند دانسته و بدون اعتنا از كنار سایر گوهرها در این بهشت زمین شناسی (ایران) عبور می نمایند.
شناخت این علم در جوامع علمی ما به حدی ضعیف است كه ما حتی در تعریف آن دچار مشكل هستیم بطوریكه آنچه به طور معمول متداول است گوهرشناسی و جواهر شناسی را مترادف و هم معنی می دانند در حالیكه گوهرشناسی شناخت سنگهای قیمتی آن هم از دیدگاه خاصی است كه به آن پرداخته خواهد شد در حالیكه جواهرشناسی استفاده از سنگهای قیمتی بر روی فلزات گرانبها مثل طلا و نقره و…. می باشد و بیشتر خاص صنف جواهرفروشان است. ارزش واقعی گوهرها وقتی برای یك زمین شناس یا فرد عادی ملموس تر خواهد بود كه بداند اگر بطور مثال یك گرم طلا ده هزار تومان قیمت دارد و قیمت دو گرم آن بیست هزار تومان می باشد این قیمت گذاری برای الماس و دیگر سنگهای قیمتی به طور تصاعدی است یعنی اگر یك گرم گوهر طبیعی ارزشمند قیمیت ده هزار تومان قیمت داشته باشد قیمت دو گرم آن صد هزار تومان خواهد بود (بر طبق قانون تاورنیه :
قیمت اقیراط × ۲(وزن) = قیمت گوهر Tavernier&#۰۳۹;s law ) )
در ضمن علاوه بر وزن مواردی چون زیبایی (Beauty)، استقامت (Durability) كمیابی (Rarity)، مد روز بودن (Fashion) و قابل حمل بودن (portability) نیز در ارزش گذاری تعیین كننده می باشند.
▪ برای صدور شناسنامه برای یك سنگ قیمتی كه البته این مورد نیز ارتباط مستقیم با قیمت گذاری دارد سه بخش اصلی مورد توجه قرار می گیرد:
۱ ) خصوصیات رنگ شامل رنگ اصلی (Hue)، غلظت (Saturation)، تیرگی و روشنی (Tone)
۲) پاكی (پاك بودن از ناخالصی داخلی، خراش و پریدگی و…… )
۳) برش و درجه بندی آن (تناسب و تقارن، صیقل و اتمام كار)
مبانی علم گوهرشناسی اگر چه در مواردی بسیار مشابه با كانی شناسی است اما باید دانست در روشهای شناخت یك گوهر از آنجاییكه استفاده از آزمایشهای تخریبی مثل درجه سختی، سطح شكستگی، خاكه گرفتن، استفاده از اسید و سایر مواردیكه به گوهر صدمه وارد می نماید ممنوع بوده و در عوض آزمایشهایی چون گرفتن ضریب شكست، طیف نوری، وزن مخصوص، مشاهدات میكروسكپی و خواص نوری، شناخت ناخالصی های درونی، استفاده از —– های خاص مثل Chelsea ****** و … مهم می شوند.
دغدغه اولیه یك گوهرشناس در درجه اول و در حال حاضر (بعلت پیشرفت این علم و ساخت انواع غیر طبیعی و استفاده از انواع مشابه) شناخت گوهر و استفاده آن در جایگاه واقعی آن است زیرا امروزه گوهرها انواع مختلفی دارند:
۱) طبیعی (Natural) سنگهایی كه درطبیعت وجود دارند و در طبیعت ساخته شده اند.
۲) مصنوعی (Synthetic) سنگهایی كه در لابراتوار ساخته می شوند و مانند نمونه طبیعی هستند
۳) جایگزین (Imitations) سنگهایی كه می توانند هم طبیعی باشند و هم مصنوعی كه دارای ارزش كمی هستند و به جای سنگ ارزشمند استفاده می شوند مثل گارنت به جای یاقوت (Ruby)
۴) ساخته بشر (Man Made) ـ از این جهت این نوع جزو گروه مصنوعی(Synthetic) محسوب نمی شوند این است كه سنگها در طبیعت وجود ندارند و تنها بدست بشر ساخته شده اند مثل G.G.G (Gallium Gadolinium Garnet) كه یك نوع شبه الماس است.
● چه باید كرد؟
علم شناخت سنگهای قیمتی (gemology) بایستی جایگاه واقعی خود را در كشورمان پیدا نماید ما بایستی همگام با پیشرفت این علم در دنیای امروزو در نهایت توسعه تجارت جهانی اطلاعات خویش را به روز نماییم در این رابطه شناخت درست مبانی و منابع اطلاعاتی این علم و تشكیل یك بخش گوهرشناسی جهت اكتشاف و استحصال این سنگها و تدریس آن در دانشگاهها و مراكز آموزشی می تواند گامی مؤثر باشد.
با توجه به اینكه تجدید منابع ارزشمند كشورمان همچون فیروزه نیشابور به عنوان یك سنگ قیمتی بی نظیر و پرطرفدار در دنیا غیر ممكن و احتیاج به شرایط خاص و زمان طولانی زمین شناسی دارد توجه به ارزش واقعی این گوهرها و نظارت دقیق بر نحوه استخراج ، فرآوری و صادرات آنها احتیاج به بازنگری كلی و اصولی دارد.

الماس نام خود را از خاصیت سختی بالای آن و از كلمه یونانی (adamas) به معنی غیر قابل تسخیر (unconquerable) گرفته است هیچ چیز از نظر سختی نمی تواند با الماس رقابت كند سختی الماس (با درجه سختی۱۰) ۱۴۰ بار بیشتر از كرندم با درجه سختی ۹ وگوهر های مربوط به این خانواده یعنی یاقوت قرمز(ruby) و یاقوت كبود(sapphire) می باشد با وجود اینكه سختی الماس در جهت های مختلف كریستالی متفاوت است یك الماس را فقط می توان با یك الماس دیگر یا پودر الماس برش داد.
درخشش(Luster) بی مانند و قوی الماس راهی است برای شناسایی الماس بوسیله یك چشم با تجربه با كانیهای جانشین آن (imitation)،كه امروزه این كانیها به وفور در بازار دیده می شوند. الماس معمولا” به واكنشهای شیمیایی غیر حساس است اما نقطه قابل ذكر در مورداین كانی این است كه حرارت بالا می تواند باعث سیاه شدن سطوح الماس شود بنابراین در طی حرارت دادن وهویه كردن الماس ( در عملیات نصب الماس بر روی فلزات گرانبها) باید دقت خاصی مبذول داشت .
در ۵۰ سال اخیر انواع مختلف الماس با خواص و رنگهای مختلف شناخته شده اند بطور مثال الماس های تیپ IIa, IIb, Ib, Ia داریم كه از نظر تجاری تفاوت زیادی ندارند ولی از نظر طریقه بر ش دادن شناخت این تیپ ها اهمیت فراوان دارد.
خصوصیات نوری ، سختی بالا و كمیابی ، الماس را پادشاه گوهرها نموده است برشهای زیردر الماس از معروفیت جهانی برخوردارند.
۱) معروفترین برش به نام برلیانت Brilliant
۲) برش ماركیز Marquise
۳) Emerald برش باگت ومعروفترین برش آن برش زمردی
۴) برش اشك Pear
۵) برش قلب Heart Shape
۶) برش تخم مرغی شكل Oval
● نحوه تشكیل الماس
الماس بیشتر در كیمبرلیت یافت می شود كیمبرلیت به سنگهای آذرین الترامافیك غنی از پتاسیم اطلاق می شود اكثر كیمبرلیت ها متعلق به دوره كرتاسه می باشند كیمبرلیتهای مهم در قاره افریقا (به خصوص كشور افریقایی جنوبی ) ، روسیه و امریكا و هندوستان واقع شده است . مطالعه انكلوزیونهای سیال در الماس منطقه ای از آفریقا نشان داده است كه دمای تبلور الماس حدود ۱۱۰۰ و فشار ۵۰ كیلو بار است تمامی كیمبرلیتها حاوی الماس نیستند عمق و تركیب شیمیایی مهمترین عوامل در تبلور الماس هستند الماس به صورت پراكنده در زمینه سنگهای كیمبرلیتی یافت می شود عیار الماس در این سنگها بین ۱/۰ تا ۶/۰ گرم در تن است .
بر طبق یافته های جدید الماس می تواند در لامپورئیتهانیز وجود داشته باشد بطور مثال الماس های یافت شده در معادن لامپورئیت استرالیا ازاین نمونه هستند دانستن این مطلب از اینجهت مهم است كه سنگهای لامپورئیتی در كشورمان ایران نیز وجود دارد بنابراین تحقیق در مورد امكان وجود الماس در ایران بهشت زمین شناسی دنیا، امری ضروری به نظر می رسد.

الماس
طي دوره تاريخي ، الماس در بيشتر زمان ها برجسته ترين مقام را به عنوان پر طرفدارترين گوهر داشت . اما در ميان پيشينيان گوهر كميابي بوده است . پليني در سال ۱۰۰ پس از ميلاد اظهار مي دارد كه الماس با ارزشترين گوهر سنگ هاست اما فقظ پادشاهان آن را مي شناسند . ارزش بالاي الماس حاصل سختي بالا ، حلاي درخشان و پراكنش بالاي آن است كه در آن برق رنگ هاي طيفي ايجاد مي كند افزون بر اين در اسيد ها يا قلياها كاملا انحلال ناپذير است . به دليل همين مقاومت است كه به آن adamas شكست ناپذير گفته مي شد كه بعدها واژه diamond الماس از آن گرفته شد
هند منبع اصلي الماس در گذشته بود. در هند سه منطقه مجزا وجود داشت كه در آن با حفاري رسوبات آبرفتي ، الماس استخراج مي شد . اما مهمترين آنها گلكوندا بود . گلكوندا يك معدن نبود
بلكه يك مركز تجاري بود كه نام آن به نام منطقه اي در جنوب هند اطلاق شد . در اين منطقه بسياري از گوهر سنگ هاي مشهو دنيا به دست آمده است . بعضي از اين گوهرها در حال حاضر شناجته شده اند اما محل پيدايش برخي ديگر نا معلوم است اما هر كدام آنها در زمان خود حوادث فراواني چون خيانت ، دسيسه ، كشتار و جنگ ايجاد كرده است . معروف ترين الماس هاي قديمي كوه نور بوده كه پس از تراش مجدد وزن آن به ۱۰۸٫۸۳ قيراط رسيد و اكنون جزو گوهرهاي تاج پادشاهي بريتانياست. الماس مغول كبير به وزن ۱۸۰ قيراط كه به تفثيل توسط تاورنيه تاجر معروف فرانسوي گوهر در اواسط سده هفدهم توصيف شده ، پس از تاراج دهلي در ۱۷۳۹ ناپديد شد .
الماس آبي اميد كه تاريخي از تراژدي و مصيبت به همراه داشته اكنون جايي را در وسط مجموعه گوهرهاي موسسه اسميتسونين واشنگتن دي سي اشغال مي كند.
با كشف الماس در شن هاي رودخانه ايي برزيل در سال ۱۷۲۵ اين كشور به مدت ۱۴۰ سال به بزرگترين توليد كننده الماس تبديل شد. در سال ۱۸۶۶ در آفريقاي جنوبي نيز در شن هاي رودخانه ي و اندكي پس از آن در نتوره هاي الماس دار الماس كشف شد در طي ۱۰۰ سال بعد الماس هاي بيشماري هم به صورت آبرفتي و هم به صورت درجا در چند كشور آفريقايي كشف شد اما آفريقاي جنوبي به عنوان بزرگترين توليد كننده الماس هاي گوهري باقي ماند . در اين كشور در معدن پرمير بزرگترين الماس گوهري دنيا با نام كوليان به وزن ۳۱۰۶ قيراط در سال ۱۹۰۵ كشف شد

.

 

حدود ۷۵% الماس توليد شده داراي عيار صنعتي بوده و براي استفاده گوهري مناسب نيستند . گوهرهاي تراشيده شده از ۲۵% باقي مانده ارزش بسيار متغييري دارند .كه بستگي به عواملي دارد كه چهار c ناميده مي شوند .
رنگ – شفافيت – تراش- و وزن به قيراط

 
الماس C
طی دوره تاریخی ، الماس در بیشتر زمان ها ، برجسته ترین مقام را به عنوان پرطرفدارترین گوهر داشت ، اما در میان پیشینیان ، گوهر کمیابی بوده است . پلینی در سال ۱۰۰ پس از میلاد اظهار میدارد که الماس با ارزش ترین گوهر سنگ ها است. اما فقط پادشاهان آن را می شناسند . ارزش بالای الماس حاصل سختی بالا ، جلای درخشان و پراکنش بالای آن ( که در آن رنگ های طیفی ایجاد می کند ) است . افزون بر این در اسید ها یا قلیا ها کاملا انحلال ناپذیر است . به دلیل همین مقاومت است که به آن adamas ( از واژه یونانی به معنای شکست ناپذیر ) گفته می شد . که بعدها واژه diamond به معنی الماس از آن گرفته شد.
هند، منبع اصلی الماس در گذشته بود . در هند ، سه منطقه مجزا وجود داشت که در آن با حفاری رسوبات آبرفتی ، الماس استخراج می شد. اما مهمترین آنها گلکوندا بود. گلکوندا یک معدن نبود ، بلکه یک مرکز تجاری بود که نام آن به منطقه ای در جنوب هند اطلاق می شد. در این منطقه بسیاری از گوهر سنگ های مشهور دنیا به دست آمده است. برخی از این گوهر ها در حال حاضر شناخته شده اند ، اما محل پیدایش برخی دیگر نا معلوم است. اما هر کدام آنها در زمان خود ، حوادث فراوانی چون خیانت ، دسیسه ، کشتار و جنگ ایجاد کرده است . معروفترین الماس های قدیمی ، الماس کوه نور بوده که پس از تراش مجدد وزن آن به ۱۰۸٫۸۳ قیراط رسید . ( هر قیراط ۰٫۲ گرم است ) و اکنون جزو گوهرهای تاج پادشاهی بریتانیا ست . الماس مغول کبیر ( به وزن ۱۸۰قیراط ) که به تفصیل توسط تاورنیه تاجر معروف فرانسوی گوهر در اواسط سده هفدهم توصیف شده ، پس از تاراج دهلی در سال ۱۷۳۹ ناپدید شد . الماس آبی امید ( به وزن ۴۵٫۵۲ قیراط) که تاریخی طولانی از تراژدی و مصیبت به همراه داشته ، اکنون جایی را در وسط مجموعه گوهرهای موسسه اسمیتسونین واشنگتن دی سی اشغال می کند .
با کشف الماس در شن های رودخانه ای برزیل در سال ۱۷۲۵ این کشور به مدت ۱۴۰ سال به بزرگترین تولید کننده الماس تبدیل شد. در سال ۱۸۶۶ در آفریقای جنوبی نیز در شن های رودخانه ای و اندکی پس از آن در تنور ه های الماس دار ، الماس کشف شد ۰ در این تنور ها الماس تشکیل می شود ). در طی ۱۰۰ سال بعد ، الماس های بی شماری هم به صورت آبرفتی و هم به طور درجا در چند کشور آفریقایی کشف شد. اما آفریقای جنوبی به عنوان بزرگترین تولید کننده الماس های گوهری باقی ماند. در این کشور در معدن پرمیر ، بزرگترین الماس گوهری دنیا به نام کولینان ( به وزن ۳۱۰۶ قیراط ) در سال ۱۹۰۵ کشف شد. در سال های اخیر از کشور های مستقل مشترک المنافع نیز الماس هایی به دست آمده و بر آورد می شود که تولید این کشورها حدود ۱۵ درصد تولید جهانی بوده و ظرفیت قابل افزایشی داشته باشد. ( البته این ارقام چندان مطمئن نیستند .) در سال ۱۹۸۸ کل تولید جهانی الماس حدود ۹۷ میلیون قیراط بود ، اما عرضه آن در حال افزایش است . هر سال گزارش هایی در مورد اکتشافات جدید و افزایش تولید از معادن قدیمی ارائه می شود. برای مثال بوتسوانا حدود ۱۷ درصد و استرالیا حدود ۳۷ درصد تولید جهانی الماس را در دست دارند ، البته این ارقام شامل الماس گوهری به اضافه الماس صنعتی است. حدود ۷۵ % الماس تولید شده دارای عیار صنعتی بوده و برای استفاده گوهری مناسب نیستند . گوهر های تراشیده شده از ۲۵ % باقیمانده ، ارزش بسیار متغیری دارند که بستگی به عواملی دارد که چهار C نامیده می شوند و عبارتند از رنگ COLOR شفافیت CLARITY تراش CUT و وزن بر حسب قیراط CARAT WEIGHT بر مبنای رنگ و درخشانی ( عدم وجود نقایص ) الماس را به چند دسته رده بندی می کنند . در بالا ترین رده ، گوهر بدون عیب با بهترین رنگ قرار دارد که ارزشی دست کم ۱۰ برابر گوهری با همان وزن در انتهای جدول رده بندی دارد . برای اینکه الماسی شفافیت و درخشندگی بهینه داشته باشد ، باید به گونه ای بایسته ، متناسب باشد . ارزش یک گوهر خوب تراش یافته ، می تواند ۵۰ % بیش از گوهری با تراش پایین تر البته با همان وزن ، رنگ و شفافیت باشد . به این دلیل ، بسیاری از الماس های قدیمی را دوباره تراش می دهند تا ارزش آنها افزایش یابد ، هرچند که در این کار وزن آنها کاهش میابد . قیمت یک الماس به ظاهر به وزن آن بستگی دارد ، اما با آن متناسب نیست . اگر یک سنگ یک قیراط ۶۵۰۰ دلار آمریکا قیمت داشته باشد ، سنگی ۲ قیراط با همان کیفیت ، ممکن است ارزشی حدود ۸۴۰۰ دلار آمریکا به ازای هر قیراط داشته و سنگی با وزن ۵ قیراط به ازای هر قیراط ۱۲۰۰۰ دلار آمریکا ارزش داشته باشد.
در سال ۱۹۵۵ ، شرکت جنرال الکتریک با استفاده از دستگاه طراحی شده برای تحمل دما و فشارهای بالا ، موفق به سنتز الماس شد . هرچند الماس های تولید شده ، بلور های کوچک و نامناسب برای اهداف گوهری بودند ، اما در واقع آغاز صنعت ساخت الماس ساینده به شمار می روند . در سال ۱۹۸۰ در بسیاری از کشورها الماس هایی به اندازه شن ساخته شد که تولید سالانه کل آنها بیش از ۱۰۰ میلیون قیراط بود . در سال ۱۹۷۰ شرکت جنرال الکتریک سنتز الماس هایی با کیفیت گوهری ( هر کدام به وزن یک قیراط ) و مناسب برای گوهر سازی را اعلام کرد. در هر حال این فرایند به قدری گران است که الماس های مصنوعی نمی توانند در بازار گوهر ها ، با سنگ های طبیعی رقابت کنند.
رنگ الماس را می توان از راه تابش دهی و تیمار گرمایی تغییر داده یا در آنها رنگی ایجاد کرد . در اوایل سده بیستم ، به کمک تابش های حاصل از ترکیب رادیم ، الماس هایی را به رنگ سبز در آورند . در این روش ، نه تنها باعث ایجاد رنگ در الماس شد ، بلکه پرتو زایی نیز در آنها ایجاد کرد که میزان آن تا حد خطرناکی بالا بود. امروزه الماس ها را بدون القايی پرتو زایی ، به رنگ سبز در می آورند . این عمل در یک واکنش گاه هسته ایی و با یک شتاب دهنده انجام می شود . تیمار گرمایی این گوهرهای سبز رنگ ، رنگ آنها را زرد یا قهوه ایی می کند . از راه بمباران پر انرژی الکترونی نیز میتوان الماس ها را به رنگ آبی در آورد . تمایز بین گروه هایی با رنگ طبیعی و گوهرهای تیمار شده ، مسئله بسیار دشواری برای گوهر شناسان است.
برای مدت های طولانی ، گوهر های بی رنگ متعددی را به عنوان الماس ( به صورت بدل ) به کار می بردند . اما ویژگی های بسیاری از آنها با الماس متفاوت است که به آسانی می توان آنها را تشخیص داد . زیرکن با RI خارج از گستره شکست سنج گوهر شناسی و پراکنش نسبتا بالا ، مهمترین بدل الماس است ، اما بر خلاف الماس شکست دو گانه دارد . با ایجاد صنعت تولید گوهرهای ساختگی فاقد معادل طبیعی ، تشخیص بدل های الماس دشوارتر شده است .
الماس به وسیله سختی زیاد ، جلای الماسی و رخ از کانی های مشابه تمیز داده می شود.
قطعات بلور های الماس را برای بریدن شیشه به کار می برند . پودر نرم در ساییدن و صیقلی کردن الماس و دیگر گوهر سنگ ها به کار می رود . از تیغه هایی که پودر الماس در آنها کار گذاشته شده ، برای بریدن سنگ ها و دیگر مواد سخت استفاده می شود.
سر مته های فولادی که الماس و به ویژه گونه نهان بلورین آن یعنی کاربنادو در آنها کار گذاشته شده ، برای حفاری الماسی در معدن کاری اکتشافی به کار می رود . الماس در تهیه سیم های برش و ابزار های چرخ های ساینده نیز کاربرد دارد.
به طور کلی با ارزش ترین گوهر سنگ الماس فاقد لک و بی رنگ یا دارای یک رنگ سفید مایل به آبی است. رنگ زرد کاهی کمرنگ به طور معمول در الماس دیده می شود که ارزش آن را کم می کند. الماس هایی با سایه های پر رنگ زرد ، سرخ ، سبز ، یا آبی ارزش زیادی ندارند. الماس را می توان با تابش دهی ذرات هسته ای پر انرژی ، نو ترون ها ، دو ترون ها و ذرات آلفا به رنگ سایه های پر رنگ سبز و با قرار دادن آنها جلوی الکترون های پر سرعت به رنگ آبی در آورد . الماسی که به این ترتیب سبز شده باشد می توان با گرم کردن در دمای مناسب به رنگ زرد پر رنگ در آورد .
الماس در بسیاری از مناطق مختلف جهان کشف شده است ، اما تنها کمی از آنها مقدار قابل توجهی الماس داشته اند. بیشتر الماس های موجود از رسوبات آبرفتی به دست آید. در این محیط الماس به دلیل خاصیت بی اثر بودن شیمیایی ، سختی بالا و گرانی ویژه نسبتا بالای خود، در رسوبات متمرکز می شود . در بعضی کشورهای آفریقا و آمریکای شمالی و در چین ، ونزوئلا ، استرالیا ، هند و سیبری ، الماس های درجا کشف شده است . سنگی که این الماس ها در آن یافت می شوند کیمبرلیت نامیده می شود . ( از منطقه کیمبرلی آفریقای جنوبی ) کیمبرلیت ها گروهی از سنگ های فرا بازی پتاسیم دار غنی از مواد ( عمدتا co2 ) با انواعی از ترکیب های درشت بلور در زمینه ریز دانه هستند . ( این بلور های درشت ، بلورهایی هستند که با چشم دیده شده و از زمینه ریز تر قابل تشخیص میباشند ، اما اینکه آیا در همان ماگمای کیمبرلیتی تشکیل شده باشند ، معلوم نیست .) اجتماع دانه های درشت تر می تواند شامل ایلمنیت ، گارنت ، پیروپ ، اولیوین ، کلینوپیروکسن ، فلوگوپیت ، انستاتیت و کرومیت باشد . کانی های زمینه ، پیچیده بوده و می تواند شامل اولیوین ، فلوگوپیت ، پروفسکیت ، اسپینل ، و دیوپسید باشد . هر چند این توده های نفوذی ، اندازه و شکل متغیری دارند اما بسیاری از آنها دایره ایی با شکل تنور ه ای بوده و به آنها ((تنور ه کیمبرلیت )) یا تنور ه های الماس گفته می شود. در عمیق ترین معادن در کیمبرلی آفریقای جنوبی ، قطر تنور ه ها با افزایش عمق کاهش یافته و معدن کاری در عمق حدود ۱ کیلومتری به رغم ادامه یافتن تنور ه ها ، خاتمه می یابد . کیمبرلیت ، در سطح زمین به سنگی نرم و زرد رنگ ( خاک زرد) هوا زده می شود که در عمق به سنگی سخت ( خاک آبی ) تبدیل می شود . نسبت الماس به سنگ سترون ، از یک تنور ه به تنور ه دیگر تفاوت دارد . در معدن کیمبرلی این نسبت ۱:۸۰۰۰۰۰۰ است اما در برخی معادن می تواند تا ۱:۳۰۰۰۰۰۰۰ هم برسد .
مهمترین تولید کنند گان الماس جهان در سال ۱۹۸۸ همراه با تولید الماس خام طبیعی بر حسب میلیون قیراط عبارتند از :
استرالیا ۳۵٫۵
زئیر ۲۳٫۰
بوتسوانا ۱۵٫۰
کشورهای مشترک المنافع ۱۲٫۰
آفریقای جنوبی ۹٫۰
نامبیا ۰٫۹
آمریکای جنوبی ۰٫۸۵
الماس از نظر بلور شناسی :
ایزومتریک – بلور ها بیشتر هشت وجهی هستند اما می توانند مکعبی یا دوازده وجهی نیز باشند . وجوه انحنا دار به ویژه در هشت وجهی ها و شش وجهی ها به فراوانی دیده می شود . بلور ها ممکن است در جهت **۱۱۱} مسطح باشند.
دوقلوهای **۱۱۱} ( قانون اسپینل ) رایج است و بیشتر به موازات صفحه دوقلویی مسطح شده اند . بورت که گونه ای الماس است ، شکل های گرد شده ای دارد و قسمت بیرونی آن به دلیل یک انبوهه شعاعی یا نهان بلورین ناهموار است . این واژه به الماس بدرنگ یا لک دار فاقد ارزش گوهری نیز اطلاق می شود.خواص فیزیکی :
رخ ** ۱۱۱} کامل .H=10 ( سخت ترین کانی در مقیاس موس و سخت ترین کانی شناخته شده است ) G=3.52 ، جلا الماسی بلور های برش داده نشده ، ظاهر چرب شاخص دارند . ضریب شکست بسیار بالا ( ۲٫۴۲) و پراکنش شدید نور ، شواهدی بر درخشندگی الماس برش یافته است .
رنگ بیشتر زرد رنگ پریده یا بی رنگ ، همچنین با سایه های کمرنگی از سرخ ، نارنجی ، سبز ، آبی و قهوه ایی . سایه های سیر تر کمیاب است .
کربنادو و یا کربن ، بورت سیاه یا سیاه مایل به خاکستری است که رخ ناپذیر بوده و شکنندگی کمتری نسبت به بلور ها دارد.
ترکیب ، ساختار و سنتز:
هر کربن توسط چهار اتم کربن مجاور با همارایی چهار وجهی احاطه می شود. همارایی حاصل پیوند کووالانسی است که در آن چهار الکترون ظرفیتی در هر کربن ، اوربیتال های پیوندی چهار اتم کربن مجاور را با اشتراک الکترون پر می کنند . هر اتم کربن از این راه به اتم های دیگر پیوند یافته و شبکه ای پیوسته می سازد.
الماس در فشارها یا دماهای پایین ، نسبت به گرافیت ناپایدار است و می تواند در دماهای متوسط به گرافیت تبدیل شود. دلیل اینکه الماس و گرافیت می توانند در دما و فشار اتاق وجود داشته باشند این است که واکنش چند ریختی باز ساز بین دو کانی ، بسیار کند رخ می دهد . برای تبدیل گرافیت به الماس ، دماهای بسیار بالا یا به عبارت دیگر انرژی فعال سازی بالایی مورد نیاز است تا باعث شود اتم های کربن در ساختار گرافیت توسط آشفتگی های گرمایی شکسته شده و آنها را برای ساخت ساختار الماس آماده سازد. این دما ها ، فشار مورد نیاز برای انجام واکنش چند ریختی را نیز افزایش می دهد.
نخستین الماس مصنوعی در ۱۹۵۳ توسط دکتر اریک لوندبلاد در آزمایشگاه های پژوهشی ASEA سوئد در شرایط آزمایشگاهی حدود ۲۴۰۰ K و فشار ۷۶ کیلو بار با دستگاهی که در یک زمان فشار های بسیار بالا اعمال کرده و دماهای بسیار بالا را تحمل می نمود ساخته شد . فن ASEA در آن زمان به عنوان اختراع ثبت نشد . چرا که مکانیسم سنتز به خوبی شناخته نشده بود .
منبع : راهنمای کانی شناسی جلد دوم

الماس